پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

333

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

راه خود ادامه مىدهند و دور مىشوند ، صبر و شكيبايى خود را از دست داده و با التماس و خواهش از آنان تقاضاى دريافت سگ را كرده بود ، و نوكران نيز فورا با رضا و رغبت حيوان را به او داده بودند . امامقلى ميرزا ، پس از دريافت سگ ، بند جوراب‌هاى خود را باز كرد و به هم گره زد و به اين ترتيب رشته‌اى درست كرد و به گردن حيوان بست و آن را به دست گرفت . وضع او با پرندهء شكارى بر يك دست و بند سگ بر دست ديگر واقعا تماشايى بود ، مضافا به اين‌كه جوراب‌هايش نيز پايين افتاده بود و نمىتوانست درست راه برود . شاه‌زاده سپس در طول راه با ملازمان من وارد صحبت‌هاى جدىترى شده و گفته بود كه پدرش واقعا مرد خوبى است ، و خداوند به كسانى كه به او بد مىگويند رحم نخواهد كرد . وى سپس اضافه كرده بود كه شاه فقط يك عيب بزرگ دارد و آن اين است كه با مهمانان خود گشاده دست و سخى نيست ، در حالى كه بايد سخاوت بيشترى به خرج دهد و ادامه داده بود كه اگر روزى نوبت به او رسيد ، براى جلب محبت ديگران با سخاوتمندى بيشترى رفتار خواهد كرد . اين سخنان براى شاه‌زاده سخت خطرناك است ؛ زيرا پدرى دارد كه براى همين حسادت‌هاى بىمعنى و دلايل بىاساس ، پسر اول خود را به هلاكت رسانيده است . پنجشنبه ، اول نوامبر ، بعد از طى يك فرسنگ ، به رودخانه‌اى رسيديم كه پل آن خراب شده بود و در نتيجه همه مىبايستى از داخل آب عبور مىكردند ، و اين همان رودخانه‌اى است كه قبلا ذكر آن را كرده‌ام و موقع رفتن به اردبيل نيز در معبر پردليس از روى آن پل عبور كرديم . نام اين رود قزل‌اوزن است كه معنى رودخانه قرمز را مىدهد ؛ زيرا از اراضى قرمز رنگ عبور مىكند و رنگ آن به قرمزى مىگرايد . اين رود به درياى خزر مىريزد و در طول مسيرش جريانات متعدد ديگرى نيز به آن ملحق مىشوند و بر حجمش مىافزايند . در معبرى كه مىبايستى از آن عبور مىكرديم ، آب آنقدر زياد بود كه من صلاح نديدم بانو معانى با تخت روان از آن بگذرد ، در نتيجه او و بانو لعالى ، خواهرش را كه با ما به سر مىبرد ، پياده كردم و گذاشتم افراد من با شتران و باروبنه در آنجا به آب بزنند و رد شوند و ما يعنى زن و خواهر زن و برادر زن و خود من به اتفاق دو - سه نفر ديگر ، سواره اندكى به عقب برگشتيم و در ميان پيچ و خم‌هاى دره ، يك پل خراب را كه عبور حيوانات باركش ، با اسباب و اثاثيه از روى آن ميسر نبود ، ولى انسان با زحمت مىتوانست از آن استفاده كند ، پيدا كرديم و اسب‌ها را نيز با زحمت از آن گذرانيديم .